پارادوکس

 

پارادوکس سقراط ( Socrates Paradox )

 

نقل شده است که سقراط روزی گفته است : " چیزی که می دانم این است که من هیچ چیز نمی دانم ".

 

پارادوکس جزیره ی وحشی ها

 

در جزیره ای قبیله ای وحشی زندگی می کردند که دو خدا، خدای راستی و خدای دروغ داشتند. آنها هر کس را که به جزیره می آمد قربانی می کردند، به این ترتیب که از وی سوالی می پرسیدند، اگر راست می گفت او را قربانی خدای راستی و اگر دروغ می گفت، او را قربانی خدای دروغ می کردند. روزی شخصی وارد جزیره شد. او را گرفتند و از او پرسیدند " سرنوشت تو چه خواهد بود؟ " آن شخص جواب داد " شما من را قربانی خدای دروغ خواهید کرد. " با این جواب وحشی ها مستاصل شدند زیرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ باید هم قربانی خدای راستی شود و هم قربانی خدای دروغ !

 

ادامه نوشته

بازی اسب در صفحه شطرنج

اسبی روی صفحه ی شطرنجی 6 * 6 طوری حرکت کرده است که به هر یک

 

از خانه ها دقیقاً یک بار رفته است و در انتها به جایی که در ابتدا بوده است

 

برگشته است. در شکل شماره ی برخی از خانه ها را که اسب به ترتیب در

 

آنها بوده است نوشته ایم. شماره ی سایر خانه ها را مشخص کنید.

 

( یادآوری : حرکت اسب در صفحه شطرنج به صورت حرف L است

?

۱۱

?

?

?

۱۷

?

?

۲۵

?

?

۲

?

?

?

۱

۱۶

۲۳

?

?

۱۹

?

?

۳۰

?

۱۳

?

?

?

۱۵

۳۵

?

?

?

?

۸

سخنان بزرگان

در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.